X
تبلیغات
حدیث کسا - حدیث کسا

حدیث شریف کسا

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

بسند صحیح عن جابربن عبدالله انصاری

عن فاطمه الزهرا علیها السلام  بنت رسول الله صلی الله علیه و آله قالت سمعت فاطمه انها دخلت ابی رسول الله فی بعض الایام  فقال السلام علیک یا

از فاطمه زهرا علیها سلام دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله که گفت شنیدم از فاطمه (س) که می گفت داخل شد به منزل من پدرم رسول خدا در بعضی از روزها پس فرمود سلام

فاطمه فقلت علیک السلام قال انی اجد فی بدنی ضعفا فقلت له اعیذک بالله یا ابتاه من الضعف فقال یا فاطمه ایتینی بالکسا الیمانی فغطینی به ، فاتیته

بر تو باد ای فاطمه (س) پس عرض کردم درود بر تو باد ای پدر بزرگوارم ، پس فرمود می یابم در بدن خود ضعفی را پس عرض کردم پناه می برم ترا به خداوند از ضعف ای پدر بزرگوار پس فرمود ای فاطمه بیاور کسا یمانی را و بپوشان

بالکسا الیمانی فغطیته به و صرت انظر الیه و اذا وجهه یتلالو کانه البدر فی لیله تمامه و کماله فما کانت الا ساعه و اذا  بولدی الحسن قد اقبل و قال

مرا به آن فاطمه (س) فرمود پس آوردم کسا یمانی را و پوشاندم پدرم را به آن و نظر کردم بسوی پدرم و دیدم صورتش مثل ماه در شب چهارده می درخشد فاطمه (س) علیه فرمود اندکی نگذشت که ناگاه پسرم حسن (ع) نزدیکم

السلام علیک یا اماه فقلت و علیک السلام یا قره عینی و ثمره فوادی فقال یا اماه انی اشم عندک رائحه طیبه کانها رائحه جدی رسول الله فقلت نعم ان

آمد و گفت سلام برتو ای مادر بوی جواب دادم سلام برتو باد ای روشنی دیده ی من و میوه دل من پس حسن (ع) فرمود ای مادر بوی خوشی نزد تو به مشامم می رسد گویا بوی جدم رسول خدا باشد گفتم بله جد

جدک تحت الکسا فاقبل الحسن نحو الکسا و قال السلام علیک یا جداه یا رسول الله اتاذن لی ان ادخل معک تحت الکسا قال و علیک السلام یا ولدی و یا

تو در زید کسا است پس حضرت حسن (ع) نزدیک کسا آمد و فرمود سلام بر تو باد ای جد بزرگوار ای رسول خدا آیا اذن می دهی که با شما در زیر کسا باشم رسول خدا (ص) فرمود سلام بر تو باد ای پسر من و ای

صاحب حوضی قد اذنت لک فدخل معه تحت الکسا فما کانت الا ساعه و اذا  بولدی الحسین قد اقبل و قال السلام علیک یا اماه فقلت و علیک السلام یا

صاحب اختیار حوض من به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شد حسن (ع) در زیر کسا فاطمه (س) فرمود اندکی نگذشت که ناگاه پسرم حسین (ع) نزدیکم آمد و  گفت سلام برتو ای مادر بوی جواب دادم سلام برتو باد

ولدی ویا قره عینی و ثمره فوادی فقال یا اماه انی اشم عندک رائحه طیبه کانها رائحه جدی رسول الله فقلت نعم ان جدک و اخاک تحت الکسا فاقبل

ای پسرم ای روشنی دیده ی من و میوه دل من پس حسین (ع) فرمود ای مادر بوی خوشی نزد تو به مشامم می رسد گویا بوی جدم رسول خدا باشد گفتم بله جد تو و برادرت در زید کسا هستند. پس حضرت حسین (ع) نزدیک کسا آمد

الحسین نحو الکسا و قال السلام علیک یا جداه یا رسول الله السلام علیک یا من اختاره الله اتاذن لی ان ادخل معکما  تحت الکسا فقال و علیک السلام یا

و فرمود سلام بر تو باد ای جد بزرگوار ای رسول خدا سلام بر کسی که او را خداوند از خلق خود اختیار کرد آیا اذن می دهی که با شما در زیر کسا باشم رسول خدا (ص) فرمود سلام بر تو باد ای پسر من و ای

ولدی و یا شافع امتی قد اذنت لک فدخل معهما تحت  الکسا فاقبل عند ذلک ابوالحسن علی بن ابی طالب  و قال السلام علیک یا بنت رسول الله  فقلت و

شفاعت کننده امت من به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شد حسین (ع) در زیر کسا با ایشان ، پس آمد آن زمان ابوالحسن علی بن ابی طالب و فرمود  سلام برتو ای دختر رسول خدا پس عرض کردم بر تو باد

علیک السلام یا اباالحسن و یا امیرالمومنین فقال یا فاطمه  انی اشم عندک رائحه طیبه کانها رائحه اخی وابن عمی  رسول الله فقلت نعم ها هو مع

سلام ای ابالحسن و ای امیر مومنان (ع) پس فرمود ای فاطمه (س) بدرستیکه  بوی خوشی نزد تو به مشامم می رسد گویا بوی برادرم و پسر عم من رسول خدا  باشد گفتم بله او با دو پسرت در زیر کسا هستند

ولدیک  تحت الکسا فاقبل علی  نحو الکسا و قال السلام علیک  یا رسول الله اتاذن لی ان اکون معکم  تحت الکسا قال له و  علیک السلام یا اخی   یا وصیی

پس حضرت علی  (ع) نزدیک کسا آمد و عرض کرد سلام بر تو باد  ای رسول خدا آیا اذن می دهی مرا که بوده باشم با شما در زیر کسا ، رسول خدا (ص) فرمود سلام بر تو باد ای برادر من و وصی من و جانشین من 

و خلیفتی و صاحب لوائی  قد اذنت لک فدخل علی  تحت الکسا ثم اتیت نحو الکسا و قلت السلام عیلک یا ابتاه یا رسول الله اتاذن لی ان اکون معکم تحت

و صاحب رایت من  و علم من  به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شد علی (ع) در زیر کسا ، سپس من رفتم نزد کسا و عرض کردم سلام بر تو باد ای پدر من ای رسول خدا (ص) آیا مرا اذن می دهی که بوده باشم با شما زیر

الکسا قال و علیک السلام یا بنتی ویا بضعتی قد اذنت لک فدخلت تحت الکسا فلما اکتملنا جمیعا تحت الکسا اخذ ابی رسول الله بطر فی الکسا و اومی بیده

کسا پیامبر (ص) فرمود بر تو باد سلام ای دختر من و ای پاره تن من به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شدم در زیر کسا ، پس زمانیکه جمع شدیم ما پنج تن در زیر کسا گرفت پدرم رسول خدا (ص) دو طرف کسا را و بدست راست اشاره

الیمنی الی السما و قال اللهم ان هولا اهل بیتی و خاصتی و حامتی لحمهم لحمی و دمهم دمی یولمنی ما یولمهم و یحزننی ما یحزنهم انا حرب لمن حاربهم

بسوی آسمان نمود و عرض کرد خداوندا بدرستیکه اینها اهل بیت و خواص و حامی من می باشند گوشت ایشان گوشت من و خون ایشان خون من است اذیت بنماید بمن هر که به آنها اذیت بنماید و غمگین می کنند مرا

و سلم لمن سالمکم و عدو لمن عاداهم و محب لمن احبهم انهم منی و انا منهم فاجعل صلواتک و برکاتک و رحمتک و غفرانک و رضوانک علی و علیهم

هر که آنها را غمگین کند من طرفم با هر که طرف است با آنها و صلحم هر که صلح است با آنها و دشمنم با هر که دشمن است با آنها و دوستم با هر که دوست است با آنها بدرستیکه ایشان از من و من از ایشانم پس قرارده

و اذهب عنهم رجس و طهرهم تطهیرا فقال عزوجل یا ملائکتی و یا سکان سماواتی انی ما خلقت سما مبنیه و لا ارضا مدحیه و لا قمرا منیره و شمسا

خداوندا رحمت ها و برکات و آمرزشت و رضای خود را بر من و بر آنها و زائل فرما از آنها پلیدی را و پاک گردان آن ها را پاکی بزرگی پس خداوند فرمود ای ملائکه ی من و ساکنان آسمانهایم همانا من خلق نکردم آسمان ها و

مضیئه و لا فلکا یدور و لا بحرا یجری و لا فلکا یسری الا فی محبه هولا الخمسه الذینهم تحت الکسا فقال الامین جبرائیل یا رب و من تحت الکسا فقال

زمین کشیده و نه ماه روشنی دهنده و نه آفتاب درخشنده و نه فلک را که می چرخد و نه دریایی که جاری است و نه کشتی را که سیر می کند مگر بجهت دوستی این پنج تن که در زیر کسا آسوده اند پس جبرائیل از خداوند پرسید کیستند

عزوجل هم اهل بیت النبوه و معدن الرساله هم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها فقال جبرائیل یارب اتاذن لی ان اهبط الی الارض لاکون معهم سادسا فقال

در زیر کسا؟ خداوند  عزوجل فرمود : آنها هستند اهل بیت پیامبر (ص) و مرکز رسالت ایشانند فاطمه (س) پدر او و شوهر او و فرزندان او پس جبرائیل عرض کرد ای پروردگار آیا اجازه می دهید بسوی زمین فرود آمده و ششم آنها

الله نعم قد اذنت لک فهبط الامین جبرائیل و قال السلام علیک یا رسول الله العلی الاعلی یقرئک السلام و یخصک بالتحیه و الاکرام  و یقول لک و

بوده باشم پس خداوند فرمود اذن دادم ترا پس جبرائیل فرود آمد و سلام داده عرض نمود ای رسول خدا خداوند علی اعلی ترا سلام می رساند و مخصوص می گرداند ترا به تحیت و اکرام و تجلیل و می فرماید 

عزتی و جلالی انی ما خلقت سما مبنیه و لا ارض مدحیه و لا قمرا منیرا و شمسا مضیئه و لا فلکا یدور و لا بحرا یجری و لا فلکا یسری الا لاجلکم و

به شما که قسم به عزت و جلالم بدرستیکه خلق ننمودم زمین کشیده و نه ماه روشنی دهنده و نه آفتاب درخشنده و نه فلک را که می چرخد و نه دریایی که جاری است و نه کشتی را که سیر می کند مگر برای شما و دوستی شما

محبتکم و قد اذن لی ان ادخل معکم فهل تاذن لی یارسول الله فقال رسول الله و علیک السلام یا امین وحی الله انه نعم قد اذنت لک فدخل جبرائیل معنا

و مرا اذن داده تا باشما زیر کسا باشم پس آیا اذن می دهی مرا ای رسول خدا پس رسول خدا (ص) فرمود برتو باد سلام ای امین وحی خدا شان چنین است اذن دادم ترا پس داخل شد جبرائیل با ما در زیر

تحت الکسا فقال لابی ان الله قد اوحی الیکم یقول انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت  و یطهرکم تطهیرا فقال علی لابی یا رسول الله اخبرنی ما

کسا پس عرض کردم به پدر بزرگوارم بدرستیکه وحی می فرماید خدا بسوی شما بدرستیکه اراده فرموده خداوند متعال که بر طرف نماید از شما  خانواده هر پلیدی را و پاک گرداند شما را یک قسم پاک کردنی پس عرض کرد علی (ع) ای

لجلوسنا هذا تحت الکسا من الفضل عندالله فقال النبی و الذی بعثنی بالحق نبیا و اصطفانی بالرساله نجیا ما ذکر خبرنا هذا فی محفل من محافل اهل

رسول خدا (ص) خبر ده مرا که چیست برای این نشستن ما در زیر کسا از شرافت و فضیلت در نزد خداوند متعال پس پیغمبر اکرم (ص) فرمود : قسم به آن کسی که مرا  بجهت پیامبری فرستاده و اختیار فرموده به رسالت و نجات دهنده

الارض و فیه جمع من شیعتنا و محبینا الا و نزلت علیهم الرحمه و حفت بهم الاملائکه و استغفرت لهم الی ان یتفرقوا فقال علی اذا و الله فزنا و فاز

بر خلق ذکر نمی شود این خبرها در مجلسی از مجالس اهل زمین و در آن جمعی از محبان و دوستان ما باشند مگر اینکه نازل می شود برایشان رحمت خدا و احاطه می نماید ملائکه اطراف آن ها را و طلب آمرزش می نماید تا آنکه

شیعتنا و رب الکعبه فقال النبی ثانیا یا علی و الذی بعثنی بالحق نبیا و اصطفانی بالرساله نجیا ما ذکر خبرنا هذا فی محفل من محافل اهل الارض و فیه

متفرق می شوند پس علی (ع) فرمودند: در این هنگام قسم بخدا ما رستگار شدیم و پیروان ما رستگار شدند قسم به پروردگار کعبه ، پس فرمود پیغمبر(ص) یا علی (ع) : قسم به آن کسی که مرا  بجهت پیامبری فرستاده و اختیار فرموده به

جمع من شیعتنا و محبینا و فیهم مهموم الا و فرج الله همه و لا مغموم الا و کشف الله غمه و لا طالب حاجه الا و قضی الله حاجته  فقال علی اذا و الله

رسالت و نجات دهنده بر خلق ذکر نمی شود این خبرها در مجلسی از مجالس اهل زمین و در آن جمعی از دوستان ما و در میان آن ها باشند صاحب همی مگر آنکه خداوند عالم از بین ببرد غم اورا و نه صاحب حاجتی مگر آنکه

فزنا و سعدنا و کذلک شیعتنا فازوا و سعدوا فی الدنیا و الاخره  و رب الکعبه

برآورده می فرماید خدا حاجت او را پس عرض کرد امیرالمومنین (ع) در آن هنگام قسم به خدا رستگار شدیم و سعادت یافتیم و همچنین پیروان ما رستگار شدند و سعادت یافتند در دنیا و آخرت قسم به پروردگار کعبه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 0:8  توسط شیعیان